مرتضى راوندى
820
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جهل و بيخبرى و بيسوادى يكى از عواملى است كه بنفع ارتجاع و بزيان اكثريت در كشورهاى عقبمانده وجود دارد . « در بسيارى از كشورهاى آسيايى و آفريقايى ، شمارهء بيسوادان به 70 الى 90 درصد جمعيت مىرسد . متأسفانه ، در اين ممالك ، طبقهء روشنفكران و باسوادان نيز داراى روحيهاى ارتجاعى و قرون وسطايى هستند ؛ به اين معنى كه اينها نيز براى اكثريت زحمتكش و فعال مملكت ، ارزش و احترامى قايل هستند . هر نوع كار بدنى و دستى را مادون شأن خود مىدانند و انتظار دارند كارگران و كشاورزان ، چشم گوش بسته ، به فرمان آنها گردن نهند . » « 1 » رونه دومن « 2 » شرح مىدهد كه چگونه جوانان آفريقايى در اروپا همه سخن از سوسياليزم و برنامههاى مهم انقلابى مىگويند ولى اكثرا حاضر نيستند كه در فعاليتهاى اجتماعى و فداكاريهايى كه خود آن را شرط نجات كشورشان مىدانند ، شركت جويند يا خود را در اين زمينه سرمشق ديگران قرار دهند . » « 3 » عامل ديگرى كه در كشورهاى عقبمانده از نيروى مبارزه و مقاومت اكثريت مىكاهد ، كمغذايى و گرسنگى است . « كمغذايى و گرسنگى از مهلكترين دردهاى كشورهاى عقبافتاده بشمار مىرود . در دنيايى كه آمريكا بتنهايى بيش از يك ميليون دلار در روز خرج نگهدارى انبارها و سيلوهاى مازاد گندم خود مىكند ، كليهء كشورهاى عقبمانده - شايد بلااستثناء - با كمغذايى و گرسنگى دست بگريبانند ؛ و تنها 28 % مردم جهان غذاى كافى دارند ( معادل 2700 كالرى در روز ) مىخورند . از اينرو ، هارولد ويلسون ، نخستوزير فعلى انگليس ، در كتاب خود موسوم به جنگ عليه فقر جهانى مىنويسد : « براى قسمت اعظم بشريت ، فوريترين مسأله نه جنگ ، نه كمونيزم ، نه هزينهء زندگى و نه مالياتهاست ؛ فوريترين مسأله ، مسألهء گرسنگى است ؛ زيرا گرسنگى در عينحال ، علت و عاقبت آن فقر و تيرهبختى است كه هزار و پانصد ميليون فرد بشر بدان محكوم شدهاند . » ارقام رسمى سازمان ملل متحد ، حاكى است كه در حالحاضر ، لااقل 60 % جمعيت جهان ، كه همهء آنها ساكن كشورهاى عقبافتاده هستند ، در حال گرسنگى بسر مىبرند . به گفتهء ژوزوئه دوكاسترو ، رئيس سابق خواربار و كشاورزى ، در سراسر خاور دور ، تعداد افرادى كه دچار كمبود غذايى هستند بيش از 90 درصد سكنهء آنهاست . در آمريكاى جنوبى ، بيش از دو سوم جمعيت را افرادى تشكيل مىدهند كه نه غذا دارند و نه لباس و نه منزل . [ انسان گرسنه ] . با توجه به اينكه طبق مطالعات سازمان خواربار و كشاورزى ، بطور متوسط 2700 كالرى در روز براى سلامت بدن لازم است ، 12 درصد جمعيت دنيا بين 2200 و 2700 كالرى ، و 60 درصد از 2200 كالرى نيز كمتر مصرف مىكنند . آخرين ارقام موجود در اين زمينه ، نشان مىدهد كه در كشورهاى پيشرفته ، مصرف متوسط مردان و زنان در روز سه هزار كالرى و 80 الى 90 گرم مواد پروتئين داراست ؛ حال آنكه در آسيا ، اين رقم ، به زحمت به 2100 كالرى و 50 گرم مواد پروتئيندار مىرسد . نكتهء مهم ديگرى كه بايد به آن توجه كرد اينكه از
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 116 . ( 2 ) . Rene Dumont ( 3 ) . مسائل كشورهاى آسيايى و آفريقايى ، پيشين . ص 120 .